انگلیسی برای همه

جملات شرطی

جملات شرطی از دو شبه جمله تشکیل می شوند؛ 
شبه جمله شرط (if clause) که از احتمال صحبت می کند و شبه جمله پایه (result clause )که نتیجه را در صورت روی دادن آن اتفاق شرح می دهد.

If I’m surfing the Web, I use Google.


If I’m surfing the Web,  جمله شرط (  if clause)
I use Google جمله پایه(result clause) است.

 البته در زبان انگلیسی جملات دیگری نیز وجود دارند که از نظر مفهومی شبیه به جملات شرطی هستند، آنها هم از دو شبه جمله  تشکیل می شوند و از هدف، رابطه ی علت و معلولی، مقابله و... صحبت می کنند.

If it rains tomorrow, we will cancel our picnic. (Conditional)
Since it rained, we canceled the picnic. (Cause/effect)
It may rain, but that won’t affect our picnic. (Contrast)
Although it’s raining, we’re still having the picnic. (Concession)
We must have picnic so that the food isn’t wasted. (Purpose)

 اما باید توجه داشته باشیم که این جملات را با جملات شرطی اشتباه نگیریم!
جملات شرطی دو نوع هستند جملات شرطی محتمل(factual conditions) و جملات شرطی غیرمحتمل             (hypothetical conditions) که البته به شرطی های نوع اول، دوم و سوم هم معروف هستند. این دو نوع نه تنها از نظر ظاهر بلکه از نظر مفهوم هم کاملا با هم متفاوتند.

جملات شرطی محتمل:(شرطی نوع اول)
 همان طور که از اسمشان هم مشخص است این جملات درباره رویدادهایی صحبت می کنند که در صورت فراهم بودن شرایط حتما اتفاق می افتند برای مثال کارهایی که در طول زندگی مان برای ما به یک عادت تبدیل شده اند مثلا اگر " اگه بارون بیاد من چترم رو می برم" هرچند هنوز باران نباریده اما اینکه درصورت باران باریدن من چترم را بردارم یک اتفاقی است که حتما روی می دهد. پس رویدادهای طبیعی را هم می توانیم جز این دسته قرار بدهیم مثلا" اگه سیب رو رها کنم به زمین برخورد می کنه". برای ساختن این جملات درهر دو بند از شکل ساده فعل استفاده می کنیم.

If you water a plant, it grows. 
If you don’t like my book, you can return it.
If it rains, I take the bus.
If it’s a holiday, the store is closed.
If you use a credit card, it’s faster.
If I eat breakfast, I have more energy during the day. (Actual- habitual)
If you made the pie, I know it is good. (An event that occurred)

در جمله شرط می توانیم از حال استمراری نیز استفاده کنیم.
در جملات پایه از ساختارهای امری هم می توانیم استفاده کنیم.

If you change your mind, call me.
If a site isn’t secure, don’t enter your credit card information.

قبل از جمله امری از then هم می توانیم استفاده کنیم..

If you change your mind, then call me.

در اینگونه از جملات می توانیم از when یا whenever بجای if استفاده کنیم.

Whenever you mix black and white, you get grey.
Whenever he visits, we play football.

ما می توانیم درباره اتفاقهای گذشته هم صحبت کنیم البته با این تفاوت که درهردو شبه جمله فعل گذشته ساده بکار می بریم.

When I played with my friends, I was happy.

جملات شرطی را هم می توانیم با جمله شرط شروع کنیم، هم جمله پایه. معنی جمله در هر صورت یکسان است.
با این تفاوت که اگر جمله شرط در ابتدا بیاید بعد از آن کاما می گذاریم.

If I have diner home, I save money.
I save money if I have diner home.

از جملات شرطی محتمل(نوع اول) برای اشاره به رویدهایی که حتما در آینده اتفاق می افتند هم می توانیم استفاده کنیم.
در اینصورت ساختار آن به این شکل خواهد بود:

if +فاعل +,....+شکل ساده فعل+فاعل +will/ be going to+ شکل ساده فعل +…
If you buy a new car, how will you pay for it?
If Maryam studies, she will pass the test. (Actual- likely)
If I have time, I’ll take a vacation.
If he gets angry, his blood pressure will go up.
I will take a job in Alaska if I like the area.
If you move to Kish, I’ll come visit you.
If I work hard, I’ll get a promotion. (Possible- likely)

همچنین در جملات پایه می توانیم از هرکدام از افعال ( can, could, should, may, might,..) استفاده کنیم. مثلا برای توصیه، صحبت درباره توانایی هایمان و غیره.

If you have children, you shouldn’t let them play with your car.
If she studies hard, she might get an A on her test.

نکته: دقت کنید حتی اگر جمله شرط (if clause) به آینده هم اشاره کند باز هم تنها از زمان حال استفاده می کنیم.

If she gets a job, she’ll stop worrying.
Not if she will get a job, she’ll stop worrying.

جملات شرطی غیر محتمل: (شرطی نوع دوم)
این جملات درباره موقعیتهای فرضی یا خیالی صحبت می کنند  که احتمال رخ دادنشان غیر ممکن است یا در گذشته می توانستند رخ بدهند اما چون اتفاق نیافتادند حالا احتمال رخ دادنشان غیر ممکن شده. ساختار آنها به این صورت است:

If+گذشته ساده+فاعل +...,· 
فاعل+ would/could/might+·شکل ساده فعل

If they had more money, they would buy more fruit. 
If he left, I would be happier.
If the baby slept longer at night, we wouldn’t be so tired.
If I had the money, I would buy a new car.
I would live in Kerman if I could find a job there.
If you moved back home, your parents would be happy.
If she spoke Italian, she could translate for us.
You would share you millions with your friends, if you won the lottery, wouldn’t you!?
If he did his home work, he could get better grads.
If you were rich where you would live?
If we had more money, we could fly instead of drive.
If you knew how to cook, you could prepare food for yourself.
If she loved him, she would be very happy.
I wouldn’t leave if I had a better job offer.

نکته: در جمله شرط هرچند از فعل گذشته ساده استفاده می کنیم اما داریم به یک موقعیت فرضی در زمان حال اشاره می کنیم. مثلا در جمله بالا گفته شده اگر آنها پول بیشتری داشتند. یعنی در حال حاضر آنها این مقدار پول را در اختیار ندارند.

If we knew how to build a boat, we would escape.

اگر ما می دانستیم چگونه یک قایق بسازیم فرار می کردیم. یعنی ما در حال حاضر نمی دانیم و بلد نیستیم یک قایق بسازیم در نتیجه نمی توانیم فرار کنیم.

نکته: در این گونه جملات اگر فعل یکی از اشکال فعل be  باشد با هر نوع فاعلی از were استفاده می کنیم.

If I were on this island for a long time, I would go crazy. 
However if my friends were with me, I would feel better.
If I were taller, I could reach the top shelf of the cabinet.
I could go home if it were 5:00, but it’s only 3:00.
You would understand my position if you were a little older.

نکته: از عبارت if I were youمی توانیم برای نصیحت کردن استفاده کنیم.

If I were you I wouldn’t ask that question! Our teacher could get angry.

اینگونه جملات ممکن است درباره ی حوادثی که درآینده رخ دهد نیز صحبت کنند با این تفاوت که در شرطی نوع اول(محتمل) احتمال رخ دادن آن وجود دارد مثلا "اگر تو به کرمان بروی من به دیدنت می آیم." این یک شرطی محتمل است چون شدنی است اما در مواردی مثل اگر تو میلیاردر شوی،اگر در یک جزیره ی دور افتاده زندگی کنی و...بیشتر یک رویاست تا واقعیت به همین دلیل اینگونه جملات جز شرطی نوع دوم(غیر محتمل) قرار می گیرند هرچند در مواردی ممکن است ساختاری کاملا مشابه ساختار شرطی نوع اول داشته باشند.

If I get to be President, I’ll put you in charge of everything. (Possible unlikely)
If I strike it rich, I’ll buy gifts for all my friends. (Possible- unlikely)

این جملات ممکن است بین زمان حال و گذشته ارتباط برقرار کنند یعنی حالت فرضی از زمان گذشته را درنظر بگیرند که می توانست زمان حال را تغییر دهد. مثلا اگر علی پولهایش را پس انداز کرده بود حالا می توانست مقدار زیادی پول داشته باشد. البته از آنجا که ما نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم درنتیجه این جملات غیر واقعی هستند. یعنی از قرار معلوم علی در گذشته پولهایش را خرج کرده و حالا پس انداز زیادی ندارد.

If his grandfather had lived, he would be a too old man now.
If we had won last week’s lottery, we would be resting on a beach in Hawaii now. 
If I had gotten a flu shot, I wouldn’t be sick. (An event that didn’t occur.)

شرطی های غیر محتمل: زمان گذشته (شرطی نوع سوم)
این نوع از شرطی ها درباره ی اتفاقاتی صحبت می کنند که می توانست در گذشته رخ دهد. و الان احتمال رخ دادن آن غیر ممکن است. بیشتر برای بیان احساس تاسف بکار می رود. به این نوع جملات، جملات شرطی کامل هم می گویند. ساختار این نوع شرطی ها به این شکل است:

If + فاعل had+p.p......+  , فاعل+ 
would/ could/ might have p.p.(شکل سوم فعل)+…..
If you had called me last night, I would have come to see you.
If he had gone to school, he would have learned to read.
If she had read the assignment, she could have understood the lecture.
Food prices would have gone up so much, if hadn’t been a flood.
If they had asked me, I would have helped them.
We would have opened the cabinet if we had had the key.
They might have had a better relationship if they had communicated better.
If he had shown more initiative, he might have gotten the promotion.
If you had remembered the food, we could have had a picnic.
If the police hadn’t stopped us, we wouldn’t have known the headlight was out.
If we had known it was your birthday, we would have had a party for you.
If he hadn’t robbed a bank, he wouldn’t have gone to jail.
If Mike had been at the lecture, he could have taken notes.
If he had taken notes, he wouldn’t have minded sharing them.

در این نوع شرطی می توانیم در جمله اصلی به رویدادهای حال یا آینده نیز اشاره کنیم  با این تفاوت که در جمله اصلی از ساختار شکلساده فعل +would/could/might  استفاده می کنیم.

If I had been born in 1890, I surely wouldn’t be alive now.
If we hadn’t saved money last year, we couldn’t take a vacation next summer.

شرطی با unless:
برخی از جملات شرطی به جای if از unless استفاده می کنند. Unless  به معنی if not است. در نتیجه ما می توانیم بدون تغییر در جمله هم از unless استفاده کنیم هم if not 

I will walk home if it’s not raining.
I will walk home unless it’s raining.
We’ll be going for a hike on Saturday if it doesn’t rain.
We’ll be going for a hike on Saturday unless it rains.
If you don’t have a ticket, you can’t get in the train.
Unless you have a ticket, you can’t get in the train.

 و wish در جملات محتمل:
Hope و wish می توانند بطور ضمنی به موقعیت های فرضی اشاره کنند.
در این گونه جملات جمله ای که بعد از hope می آید از همان شکل فعلی استفاده می کند که  شرطی هایی که درباره آینده صحبت می کنند (شرطی محتمل) در جمله شرط(if clause) یا جمله ی اصلیشان می آورند.

If we finish our chores on time, we will go to the movies.
I hope we finish our chores on time.
I hope we will go to the movies.

و فعل جملاتی که بعد از wish می آیند با فعل جملات شرطی کامل مطابقت دارند. در این جمله ها ما درباره ی چیزهایی صحبت می کنیم که دوست داشتیم الان درست بودند اما اینطور نیست.

If we had finished our chores on time, we could have gone to the movies.
I wish we had finished our chores on time.
I wish we could have gone to the movies.

نکته: بعد از wish از were,would,could استفاده می کنیم اما هرگز will یا can بکار نمی بریم.

شرطی های غیر محتمل: زمان حال و آینده
در این جملات از شکل گذشته فعل برای جمله شرط و 
شکل ساده فعل would/ could/ might +  برای جمله پایه استفاده می کنیم.

If I had time, I would always clean the kitchen before leaving for work.
If I were reach, I would give you a million dollars.
If I already spoke English perfectly, I wouldn’t need this lesson.
If we didn’t have class tomorrow, we could stay up all night tonight.
If John were not going away next year, Marry might not be so annoyed with him now.

Even though و even if
 این دو عبارت هرچند معانی متفاوتی دارند اما هر دو بر حالت شرطی تاکید می کنند.
 Even though شکل تاکیدی though است که به معنی" علیرغم این واقعیت که" است. جمله شرطی بعد از even though درباره ی واقعیت صحبت می کند.

My uncle walked to work even though his job was five miles away.
Even though his job was five miles away, my uncle waked to work.
Even if

 شکل تاکیدی if است به معنی" اگر هم،چه این اتفاق رخ دهد چه ندهد". جمله بعد از even if  هم می تواند درباره واقعیت باشد و هم نباشد.

My uncle will walk to work even if it’s raining.
Even if it’s raining, my uncle will walk to work.

نکته:  even if با جملاتی که درباره عادتها یا حوادث و رفتارهای همیشگی در زمان حال یا گذشته هستند می تواند به معنی "حتی وقتی که" هم باشد.

My uncle walks to work even if it rains.
My uncle used to walk to work even if was raining.

If not و unless
در جملاتی که درباره ی رویداد های فرضی یا آینده صحبت می کنند، unless و if not با معنی یکسانی بکار می روند. آنها شرایط منفی ای را توصیف می کنند که ممکن است در بروز رویدادی پیش آید.

Payman will take a math course if it doesn’t conflict with his work schedule.
Payman will take a math course unless it conflicts with his work schedule.

در جملاتی که درباره اتفاقات گذشته است هم جمله شرط و هم جمله ی پایه رویدادی که خلاف واقعیت است را شرح می دهند مثلا در جملات زیر

Sarah couldn’t have passed her English exam if she hadn’t had a tutor.
Sarah couldn’t have passed her English exam unless she’d had a tutor.

هر دو جمله به این معنی است که او امتحانش را پاس کرد و معلم سرخانه هم داشت.
البته unless در جمله بالا می تواند به این معنی هم باشد که سارا امتحانش را پاس نکرده و تنها داشتن یک معلم سرخانه ممکن است به او کمک کرده باشد.
If not می تواند در بیان جملات شرطی که مخالف رویداد کنونی هستند نیز بکار رود. اما unless در این مفهوم بکار نمی رود.

Babak and Reza wouldn’t have so much homework, if they weren’t taking calculus.


Only if و not unless
Only if  و not unless را در ابتدای جمله و برای تاکید بر جمله ی شرطی استفاده می کنند. این دو عبارت باعث می شوند جای فعل و فاعل در جمله پایه تغییر کند. در این حالت این فعل ممکن است be، یا افعالی مثل would/ should/ might/ could … باشد.

Only if our parents approve could we go out on a date.
Not unless a party was chaperoned did my patents allow me to attend.

نکته: در جملاتی که با unless شروع می شوند جای فعل و فاعل عوض نمی شد.

Unless he finishes his project, he’s not going away for the weekend.

   + بهار ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۳
comment نظرات ()